دیشب قبل از خواب داشتم به حرفایی فکر می کردم که بهتر بود نمی گفتم

بعد اینی که می خوام الان بگم یهو تو عالم خواب و بیداری به من الهام شد :

که حرف مثل ازدواج می مونه

نفهمیدیدن چرا؟

الان براتون توضیح می دم:

مثلا کسی که یه حرفی رو نزده هنوز هم فرصت داره که بزنه ولی وقتی که زد دیگه نمی شه حرفش و پس بگیره

کسی هم که ازدواج نکرده هنوز فرصت داره ازدواج کنه ولی وقتی ازدواج کرد دیگه نمی شه پس گرفت. پس بهتره هیچوقت ازدواج نکنیم که همیشه شانس ازدواج داشته باشیم

الان که دارم اینا رو می نویسم به این نتیجه رسیدم کلا تمام کارهای دنیا و تمام رفتارهای ما همینه

تا انجام ندادین فرصت انجامش هست ولی وقتی انجام بدین دیگه کار از کار میگذره

 

دیدین چه قانونی کشف کردم

تکه های صورتی رنگ جنبه شوخی داره  ولی واقعا آدم باید مراقب حرف ها و عکس العمل هاش باشه و قبل از انجامش عواقب اون و بسنجه.

مثلا ما گاهی بدون این که فکر کنیم یه حرفی پشت سر یه آدم می زنیم توی یه جمعی و کلا نظر جمع و نسبت به اون آدم تغییر می دیم و دیگه هم نمی شه کاری کرد بهتر بود قبل از گفتنش فکر می کردیم . این همون چیزی بود که قبل از خوابُ دیشب فکر من و مشغول کرده بود و از زدن حرفی پشیمون بودم

خیلی وقت ها هم ما حرفی میزنیم و از تاثیر اون روی طرف مقابل اطلاع نداریم ولی ممکنه طرف و خیلی داغون کنیم. مثلا یکی از اقوام ما مریض شده بود کیست عفونی توی کمرش در آورده بود. بعد داشت برای من تعریف می کرد که «فلانی خیلی دیر اومد دیدنم بهش گفتم چرا نیومدی عیادتم گفت ترسیدم بگیرم. من خیلی دلم شکست خواستم نفرینش کنم که به درد من مبتلا بشه ولی نکردم»

شاید در نگاه اول طرف حرف خیلی بدی نزده باشه البته طرف خیلی بی سواد بوده که فکر کرده ممکنه این بیماری واگیر دار باشه ولی خوب شاید اگه منم بودم یه آن بدون فکر ممکن بود همچین حرفی بزنم بدون این که بدونم چقدر دل طرف ازا ین حرف می شکنه. خلاصه حرف اون بیمار من و به فکر برد از نظر گفتن حرف های بدون فکر به دیگران